انتظار از خرداد تا شهریور برای اومدن شما تو دلم
ماه اول که خرداد بود گذشت و شما نیومدی.
ماه دوم گذشت و بازم شما نیومدی تو دل مامانی.
ماه سومممممممممممممم اخ جووووووووووووووون انگار اومدی دیگه.وای خدا یعنی میشه.
مامانی بعد از 39 روز رفتم بیبی چک خریدم.مطمئنم که دیگه اومدییییییییی تو دلم.اخه مامانی سابقه این همه تاخیر نداشته.دیگه دل تو دلم نبود.صبر کردم تا صبح بشه و بابایی بره سرکار.وقتی بابایی خداحافظی کرد و در و بست من پریدم .دل تو دلم نیست.
رفتم چک کردم .ولی................. .نخیرررررررررررررررررر جواب منفی بود.
خیلی ناراحت شدم.
اخه خیلی مطمئن بودم.باورم نمیشد.اخه شنیده بودم این بیبی چکها امکان داره اشتباه کنن.دلمو به همین خوش کردم و منتظر موندم.
یه شب که من و بابا یی از خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ برگشتیم خونه خودمون مامانی کمرم خیلی درد گرفت.پیش خودم گفتم از علائم بارداری هست.همون موقع هم مامانی سرمای بدی خورده بودم و به بابایی گفتم بیا بریم بیرون لیمو شیرین و پرتقال و ... بخریم تا به خودم برسم که نکنه به شما زندگی مامان و بابا ضرری برسه.خلاصه رفتیم و خریدیم،بابایی هم کلی میوه پوست کند و اماده کرد.اماااااااااااااا : همین که میوه هارو آورد که با هم بخوریم من کمرم دیگه واقعا درد گرفت و دیدم بللللللللللهههه فهمیدم که این ماه هم که ماه سومم بود نیومدی.
یهویی بغزم ترکید و بابایی اومد بغلم و کرد و کلی گریه کردم.


بابا میگفت مگه چی شده حالا اشکال نداره.ولی برای من اسمون به زمین رسیده بودش. میدونم که خودش هم منتظره. بعدش هم رفتم رو تختم دراز کشیدم ، بابایی میگفت بیا بریم حالا میوه هارو بخور که خوب بشی ولی من لج کردم که حالا که نینی ندارم پس میوه هم نمیخورم. اخه مامانی اصلا لیمو شیرین و شلغم دوست نداره و فقط برای شما (نی نی نازم) میخواستم بخورم که قوی بشی.اما حالا که نیستی.
میبینی کوچولوی مامان یه زن وقتی میخواد مادر بشه حاضره هر کاری برای نینی نازش بکنه و حتی هرچیزی که دوست نداره هم بخوره تا نینی سالم باشه.
دوستت داریم عزیزم زودی بیا 

انتظار از خرداد تا شهریور برای اومدن شما تو دلم
